سفر به تبریز: میان نوآوری و تاریخ
هوای سرد صبحگاهی تبریز با گرمای استقبال مردمانش در هم آمیخته بود. بهمحض ورود به این شهر کهن، انگار سفری در دل تاریخ آغاز شد. خیابانهای شهر پر از داستانهایی بودند که هر سنگفرش آن به هزاران خاطره سپرده شده بود. اما این بار، مأموریت من چیزی فراتر از تماشای تاریخ بود: حضور در جشنواره ربع رشیدی و داوری رویداد نوآوری در صنایع خلاق.
جشنواره، همچون پلی بود میان گذشته و آینده. در سالن پرشوری که پر از ایدههای نوآورانه و شور جوانی بود، از نزدیک با تیمهای مختلف آشنا شدم. هر گروه با ایدهای تازه آمده بود تا جایگاهی در دنیای خلاقیت و نوآوری برای خود پیدا کند. بهعنوان داور، وظیفه داشتم تا عادلانه و دقیق، تلاشهای این جوانان را ارزیابی کنم. از راهحلهای فناورانه گرفته تا هنرهای تجسمی و صنایع خلاق، هر ایده حکایتی از تلاش برای پیوند زدن میراث گذشته به چشمانداز آینده داشت.
اما سفر تنها به نوآوری ختم نشد. بازدید از اماکن تاریخی تبریز، بخش دیگری از این تجربه بود که همچون نگاهی به آینه زمان، گذشته را برایم زنده کرد. دانشکده معماری تبریز، با آجرهای قهوه ای اش، آرامشی خاص به روح میبخشید. بازار تاریخی تبریز، با شور و هیاهوی زندگی روزمره، روایتگر صدها سال تجارت و فرهنگ بود. در میان این گشتوگذارها، طعم شیرین شیرینی تبریزی و چای داغ، لحظهای ناب از آرامش را به ارمغان آورد.
این سفر، برای من چیزی فراتر از یک مأموریت شغلی بود. دیدن تلاشهای جوانان برای نوآوری و بازدید از میراثی که نشان از اصالت و تاریخ غنی ایران داشت، مرا به تأملی عمیق واداشت: ما میتوانیم پلی میان دیروز و فردا بسازیم، پلی که بر پایه خلاقیت، نوآوری و حفظ ارزشهای فرهنگی استوار باشد.
با پایان این سفر، گرچه از تبریز خداحافظی کردم، اما داستانها و خاطراتش همچنان با من ماند. این شهر، شهری است که در هر گوشهاش چیزی برای کشف و الهام گرفتن وجود دارد؛ شهری که نوآوری و تاریخ در آن دست در دست هم پیش میروند.