در سال‌های اخیر، مفهوم «اقتصاد چرخشی» به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت منابع و تولید، توجه بسیاری از سیاستگذاران، صنعتگران و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. اقتصاد چرخشی نه‌تنها به‌عنوان یک راه‌حل برای چالش‌های محیط‌زیستی و کاهش پسماند شناخته می‌شود بلکه به‌عنوان تغییری پارادایمیک در سیاستگذاری کلان نیز مطرح می‌شود. این رویکرد نیازمند هم‌افزایی و یکپارچگی در ابعاد مختلف فناوری، انسانی، مصرف و تولید است. به‌عنوان مثال، یکی از تفاوت‌های اساسی اقتصاد چرخشی با رویکردهای مدیریت پسماند، تمرکز آن بر پیشگیری به‌جای واکنش است. درحالی‌که مدیریت پسماند عمدتاً به کاهش، بازیافت و دفع زباله پس از تولید تمرکز دارد، اقتصاد چرخشی بر طراحی سیستم‌ها و محصولات به‌گونه‌ای تأکید می‌کند که تولید زباله به حداقل برسد. به‌عنوان مثال، در مدیریت پسماند، زباله‌های پلاستیکی جمع‌آوری و بازیافت می‌شوند، اما در اقتصاد چرخشی، محصولاتی طراحی می‌شوند که یا از مواد قابل‌تجدید ساخته‌شده یا به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که قابلیت بازیافت کامل داشته باشند. در این نوشته، به بررسی جنبه‌های کلیدی این تحول و نقش آن در کاهش انرژی مصرفی در فرایندهای مختلف خواهیم پرداخت.

اقتصاد چرخشی از مدل خطی سنتی که در آن مواد اولیه استخراج، استفاده و سپس به زباله تبدیل می‌شوند، فاصله می‌گیرد و به‌سمت مدلی می‌رود که در آن منابع به‌طور مداوم در چرخه تولید و مصرف باقی می‌مانند. این تغییر پارادایمی به‌معنای بازنگری در سیاست‌های موجود و اتخاذ رویکردهایی است که پایداری، بهره‌وری منابع و کاهش ضایعات را در اولویت قرار می‌دهند. به‌این‌ترتیب، سیاستگذاری کلان در این زمینه باید شامل مواردی نظیر تسهیلگری در زمینه نوآوری، ایجاد زیرساخت‌های مناسب و تنظیم قوانین و مشوق‌هایی که شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان را به پذیرش این مدل تشویق کند، شوند.

یکی از تفاوت‌های اساسی اقتصاد چرخشی با رویکردهای مدیریت پسماند، تمرکز آن بر پیشگیری به‌جای واکنش است. درحالی‌که مدیریت پسماند عمدتاً به کاهش، بازیافت و دفع زباله پس از تولید تمرکز دارد، اقتصاد چرخشی بر طراحی سیستم‌ها و محصولات به‌گونه‌ای تأکید می‌کند که تولید زباله به حداقل برسد. به‌عنوان ‌مثال، در مدیریت پسماند، زباله‌های پلاستیکی جمع‌آوری و بازیافت می‌شوند، اما در اقتصاد چرخشی، محصولاتی طراحی می‌شوند که یا از مواد قابل‌تجدید ساخته شده یا به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که قابلیت بازیافت کامل داشته باشند. نمونه‌ای از این رویکرد، طراحی بطری‌های نوشیدنی قابل‌بازیافت صد درصدی یا تولید گوشی‌های همراهی است که قطعات آن به‌راحتی قابل جایگزینی و تعمیر هستند. این نگاه فراتر از مدیریت پسماند، مواردی نظیر برنامه‌ریزی برای استفاده بهینه از منابع از مرحله طراحی تا پایان چرخه عمر محصولات را شامل می‌شود. درنتیجه، این رویکرد به‌جای مدیریت نتیجه، به مدیریت علل می‌پردازد و ازاین‌رو، تأثیرات پایدارتری بر محیط‌زیست و اقتصاد دارد.

نقش فناوری در اقتصاد چرخشی

فناوری و به‌تبع آن کسب‌وکار یکی از ارکان اصلی تحقق اقتصاد چرخشی است. از طراحی محصولات قابل‌بازیافت و پایدار گرفته تا توسعه روش‌های جدید بازیافت مواد و مدیریت پسماند، فناوری‌های نوین نقشی محوری ایفا می‌کنند. به‌عنوان مثال، استفاده از فناوری‌های دیجیتال نظیر اینترنت اشیا (IoT) و بلاکچین می‌تواند شفافیت در زنجیره تأمین را افزایش دهد و امکان پیگیری (Tracking) مواد و محصولات را فراهم آورد. همچنین، پیشرفت در فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی می‌تواند نقش مهمی در کاهش انرژی مصرفی ایفا کند. اقتصاد چرخشی همچنین از بسیاری از مفاهیم تحول دیجیتال بهره می‌برد که این امر می‌تواند به بهینه‌سازی فرایندها و کاهش استفاده از منابع کمک شایانی کند.

برای موفقیت در استقرار مفهوم اقتصاد چرخشی، تغییر نگرش‌ها و رفتارهای انسانی ضروری است. آموزش عمومی در زمینه مزایای اقتصاد چرخشی و نحوه مشارکت در آن می‌تواند نقش بسزایی در افزایش آگاهی و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان داشته باشد. علاوه‌براین، توانمندسازی نیروی کار از طریق آموزش مهارت‌های مرتبط با مشاغل جدیدی که در چارچوب اقتصاد چرخشی ایجاد می‌شوند، از اهمیت بالایی برخوردار است. این بعد انسانی نیز این امر نیازمند حمایت دولت‌ها و سازمان‌های جامعه مدنی است تا فرهنگ پایداری در جامعه نهادینه شود.

مصرف و تولید یکپارچه

اقتصاد چرخشی بر یکپارچگی مصرف و تولید تأکید دارد. این رویکرد مستلزم طراحی محصولاتی است که طول عمر بیشتری داشته باشند، قابل‌تعمیر باشند و در پایان عمر مفید خود به‌راحتی قابل‌بازیافت باشند. از سوی دیگر، مصرف‌کنندگان نیز باید تشویق شوند تا محصولات را به‌جای خرید مجدد تعمیر کنند یا به اشتراک بگذارند. سیاستگذاری در این زمینه می‌تواند از طریق مالیات بر پسماند، مشوق‌های مالی برای تولیدکنندگان پایدار و ایجاد بازارهای ثانویه برای محصولات بازیافتی انجام پذیرد.

در اتحادیه اروپا تخمین زده شده است که با پیاده‌سازی کامل اقتصاد چرخشی می‌توان تا ۶۰ درصد از انتشار دی‌اکسیدکربن را کاهش داد

یکی از مزایای کلیدی اقتصاد چرخشی، توانایی آن در کاهش مصرف انرژی در فرایندهای تولید است. بازیافت مواد و استفاده مجدد از منابع به طور قابل‌توجهی نیاز به استخراج مواد خام جدید و فراوری انرژی‌بر آنها را کاهش می‌دهد. برای مثال، بازیافت آلومینیوم تنها پنج درصد از انرژی مورد نیاز برای تولید آلومینیوم از مواد اولیه را مصرف می‌کند. این کاهش مصرف انرژی نه‌تنها هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد، بلکه به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و مقابله با تغییراقلیم نیز کمک می‌کند. بر اساس آمار، استفاده از رویکردهای چرخشی می‌تواند به کاهش چشمگیر مصرف منابع و انرژی در صنایع مختلف منجر شود. به طور مثال، در اتحادیه اروپا تخمین زده شده است که با پیاده‌سازی کامل اقتصاد چرخشی می‌توان تا ۶۰ درصد از انتشار دی‌اکسیدکربن را کاهش داد. همچنین، در برخی صنایع مانند تولید پلاستیک، استفاده از مواد بازیافتی می‌تواند تا ۷۵ درصد از انرژی مصرفی را صرفه‌جویی کند.

هماهنگی و همکاری بین‌المللی

تحقق اقتصاد چرخشی نیازمند همکاری فرامرزی و هماهنگی بین‌المللی است. کشورهای مختلف باید تجربیات و فناوری‌های خود را به اشتراک بگذارند و استانداردهای جهانی قابل اشتراک و اعمال برای مدیریت پسماند و بازیافت تعریف کنند. علاوه‌براین، تجارت مواد بازیافتی و محصولات پایدار می‌تواند به توسعه بازارهای جهانی و افزایش مقیاس اقتصادی این رویکرد کمک کند.

اگرچه اقتصاد چرخشی مزایای بسیاری دارد، اما چالش‌هایی نیز پیش روی آن وجود دارد. هزینه بالای اولیه برای تغییر زیرساخت‌ها، مقاومت در برابر تغییرات فرهنگی و نهادی و نیاز به هماهنگی بین ذی‌نفعان مختلف از جمله این چالش‌ها قلمداد می‌شوند

اگرچه اقتصاد چرخشی مزایای بسیاری دارد، اما چالش‌هایی نیز پیش روی آن وجود دارد. هزینه بالای اولیه برای تغییر زیرساخت‌ها، مقاومت در برابر تغییرات فرهنگی و نهادی و نیاز به هماهنگی بین ذی‌نفعان مختلف از جمله این چالش‌ها قلمداد می‌شوند. برای غلبه بر این موانع، سیاستگذاران باید استراتژی‌های جامع و مشوق‌های اقتصادی مناسبی ارائه دهند. در این میان، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، ایجاد مشاغل مرتبط با اقتصاد چرخشی و تدوین سیاست‌های حمایتی می‌تواند به رفع این موانع کمک کند.

اقتصاد چرخشی به‌عنوان یک تغییر پارادایمیک در سیاستگذاری کلان، نه‌تنها فرصتی برای بهبود بهره‌وری منابع و کاهش پسماند است، بلکه راه‌حلی برای چالش‌های محیط‌زیستی و اقتصادی معاصر ارائه می‌دهد. این رویکرد نیازمند هم‌افزایی و یکپارچگی در ابعاد فناوری، انسانی، مصرف و تولید است. چنین رویکردی با کاهش مصرف انرژی در فرایندهای تولید، می‌تواند به پایداری اقتصادی و محیط‌زیستی کمک کند و آینده اقتصاد جهانی را با اتخاذ رویکردهای چرخشی و پایدار روشن‌تر سازد.